سالنامه

می 2012
د س چ پ ج ش ی
« May    
 123456
78910111213
14151617181920
21222324252627
28293031  
 
No Image
خوش آمديد!
سیمرغ در منطق الطیر عطار

واژه سیمرغ از مرغو سئنه اوستایی گرفته شده و معنای لغوی آن مرغ آهنین است. چه آنکه سئن در زبان اوستایی به معنای آهن است و آهن، خود ساده شده این واژه است! در خراسان آهن را آسِن تلفظ می کنند و همین واژه در زبان سیستانی آهِن و در زبان انگلیسی آیرِن است.

بنابراین سیمرغ ، مرغ آهنین است. در اینجا، در مورد اینکه چرا چنین نامی بر این حقیقت گذارده شده، بحثی نمی کنیم و مستقیم می رویم تا سیمرغ را در منطق الطیر بر رسی کنیم:

 در آغاز، مرغان جهان مجمعی تشکیل می دهند و قصد می کنند تا به سوی زندگی بهتر، در پناه پادشاهی  بزرگ و قدرتمند، سفری دراز را آغاز کنند.

در واقع، منظور از مرغان، همان افرادی هستند که می خواهند از قید  و بندها رها شوند،  و در یک کلام، منظور از مرغان، رهروان طریقت هستند.

در این مسیر، هدهد به عنوان پیر و راهنما، دیگران را برای رسیدن به پادشاه بزرگ راهنمایی می کند:

 هست ما را پادشاهی بی خلاف     در پس ِ کوهی که هست آن کوهِ قاف

نام  او  سیمرغ  ،  سلطان طیور      او  به  ما  نزدیک   و   ما   زو   دور دور

 سیمرغ، همان حقیقت مطلق یعنی خداست. تلاش رهروان، در این است که با طی مراحلی(همان ۷ وادی عشق) به این حقیقت مطلق یعنی خدا دست یابند و مرغان نیز، تلاش می کنند تا با طی ۷ وادی ، به سیمرغ برسند

 عطار در شرح این سخن آورده است :

 من زبان و نطق مرغان سر به سر     با تو گفتم فهم کن ای بی خبر

در   میان   سالکان   مرغان   درند      کز قفس پیش از اجل بر می پرند

 از هزاران مرغ راه، پس از طر سختی ها و مسیرهای طولانی، تنها سی مرغ می توانند به سیمرغ (یعنی حقیقت مطلق) دست یابند

منظور عطار نیشابور از این پایان داستان ، این است که حقیقت، در درون هر انسان وجود دارد و  این سخن در زینه بالاتر یعنی آنکه خدا در درون ماست! کافی است آن را بجوییم تا بیابیم :

 چون نگه کردند آن سی مرغ زود     بی شک آن سی مرغ این سیمرغ بود

خویش  را  دیدند   سیمرغ   تمام     بود   خود   سیمرغ   سی مرغ   مدام

در  تحیر  جمله  سرگردان  شدند     باز   از   نوعی   دگر   حیران   شدند

……

چون شوی در کار حق مرغ تمام     تو  نمانی  ،   حق    بماند    والسلام!

نظرات[۰] | دسته: دسته‌بندی نشده | نويسنده: rshabanzadeh | ادامه مطلب...

 
تفکر و دین

مقدمه: اهمیت تفکر و تعقل در زندگی آدمی تا بدان جاست که از آن به عنوان وجه تمایز اصلی انسان و سایر جانداران نام می‌برند. در واقع آنچه انسان را از سایر موجودات متمایز می‌سازد توانایی عظیم قدرت تفکر و تعقل اوست. این واقعیت که: «هر فردی تا چه میزان از عقل خود در راه تعالی و در مسیر عمل استفاده می‌نماید؟» یکی از عوامل اساسی می‌باشد که از طریق آن انسان‌ها در جوامع مختلف بشری محک خورده و توسط دیگران مورد ارزیابی قرار می‌گیرند. اگر بخواهیم به صورت کلی نگاهی به رابطه عقل و دین هم داشته باشیم باید به این نکته اشاره نماییم که دین ضمن تائید عقل به عنوان یکی از راه‌های اساسی شناخت همواره از آن برای درک صحیح مسائل و قواعد دینی و فقهی بهره می‌گیرد. بر همین اساس متکلمین و اصولیون، تلازم عقل و شرع را قاعده ملازمه می‏نامند و می‏گویند: کل ما حکم به العقل حکم به الشرع. یعنی هر چه عقل حکم کند شرع هم طبق آن حکم می‏کند.

 

تعریف تفکُّر و تعقُّل ‏

تفکر به معنای دقیق و صحیح کلمه، ویژگی اساسی انسان را تشکیل می‌دهد.« تفکر و تعقل » به معنای؛ « به کار گرفتن نیروی عقل و اندیشه‌، برای استنتاج امور مثمر ثمر است »؛ چنانکه « تفکر علمی »، یک « نظر علمی » را نتیجه می‌دهد. عقل یکی از منابع چهارگانه احکام است. مقصود این است که گاهی ما یک حکم شرعی را به دلیل عقل کشف می‏کنیم. یعنی از راه استدلال و برهان عقلی کشف می‏کنیم که در فلان مورد فلان حکم وجوبی یا تحریمی وجود دارد و یا فلان حکم چگونه است و چگونه نیست. حجیت عقل، هم به حکم عقل ثابت است (آفتاب آمد دلیل آفتاب) و هم به تائید شرع. اساساً ما که حقانیت ‏شرع و اصول دین را به حکم عقل ثابت می‏کنیم، چگونه ممکن است از نظر شرعی عقل را حجت ندانیم. حضرت علی(ع) می‌فرمایند: «لایستعان علی الدهر الابالعقل». تنها از طریق عقل می‌توان بر زمانه پیروز شد. حل مسائل شخصی، اجتماعی، بین المللی و تحکیم مناسبات انسانی و… در سایه تفکر میسر است.

 

تعقل و تفکّر دینی ‏

تعقل و تفکر در دین شریف اسلام جایگاه ویژه‌ای دارد. قرآن کریم در تعلیمات خود، برای رسیدن به مقاصد و معارف اسلامی‌، سه راه را در دسترس پیروان خود قرار داده است : الف – ظواهر دینی ب – حجّت عقلی (تفکّر فلسفی ) و ج – درک معنوی. در دین مبین اسلام علاوه بر عبادات بدنی (چون نماز و روزه ) و مالی (چون خمس و زکات ) نوع دیگر از عبادت وجود دارد که عبارت است از: «عبادت فکری ». که اگر در مسیر بیداری و آگاهی بخشی انسان به کار گرفته شود، از سال‌ها عبادت بدنی هم برتر می‌باشد .دین ما نه تنها با قدرت تعقل و تفکر مخالفت و مبارزه نکرده، بلکه تقریباً در تمام جهات از آن کمک و تائید خواسته و به نحو عجیبی هم بر آن تاکید نموده است. ارزش واقعی دین مبین اسلام و انطباق آن با فطرت در همین جا مشخص می‌شود. درحالی که ادیان دیگر، قوه عقل انسان راحتی در جزئی ترین مسائل راکد و منجمد نگه داشته اند، اسلام آن قدر آن را محترم و آزاد دانسته که حتی درباره اصول عقیدتی خود- که تحصیل آنها بر همگان مفروض است – نه تنها تقلید وتعبد را ناکافی و مردود دانسته، بلکه خوان تعقل و تفکر انسان رانیز در ساحت آن گسترده و الزام داشته که هر فردی، مستقل وآزادانه صحت آنها را کسب کند. پیش ازاسلام، دین را به عنوان حقیقتی در تضاد با عقل می‌دانستند. علی الخصوص در تعالیم آیین تحریف شده مسیحیت، این طرزفکر غلط وجود داشته و دارد. آنان معتقد بوده و هستند که دین امری ربانی است و انسان را توان و اجازه تفکر در آن نیست و از همین روی زمینه انسداد فکری و بن بست عقلانی در عالم مسیحیت به وجود آمد و آنچه که امروز شاهد آنیم به وقوع پیوست! تفکّر و تعقّل دینی نیز مانند سایر تفکّرات‌، منبع و ماخذی می‌خواهد تا مواد فکری از آن سرچشمه بگیرد. منبع و ماخذ تفکر و تعقل در اسلام، همانا قرآن کریم مدرک قطعی و همیشگی پیامبر اعظم (ص) می‌باشد.‏

 

مصادیقی از جایگاه تفکر و تعقل در قرآن

قرآن کریم انسان را به تفکر و تعقل دعوت نموده و ایمان را بر پایه آن می‌داند و بر همین اساس موضوعاتی که شایسته تفکرند بیان می‌فرماید. با مطالعه آیات مذکور می‌توان پی برد که قرآن، تفکر در چه موضوعاتی را توصیه کرده است . این موضوعات را می‌توان از دیدگاه قرآن به دو بخش کلی تقسیم کرد: ۱- آیات انفسی (خودشناسی) ۲- آیات آفاقی (جهان شناسی، تاریخ شناسی و آگاهی از سنن و نظامات الهی) که برخی از مصادیق آن به شرح ذیل نقل می‌گردد:‏

‏۱- قرآن کریم به اشکال مختلف جایگاه بلند متفکران و دانشمندان را تذکر داده است : (زمر / ۹ – مجادله / ۱۱)‏

‏۲- انسان را به تفکر در آفرینش و تفکر در خودشان دعوت کرده است : (آل عمران / ۱۹۱)‏

‏۳- در بسیاری از آیات، بدون اینکه صریحاً مردم را به تفکر دعوت کند، استدلال عقلی آورده می‌شود؛ و بدون اینکه اعتبار تعبدی خود را لحاظ کند با منکران احتجاج می‌کند: (هود / ۳۵- انبیاء / ۲۲- مومنون / ۹۱)‏

‏۴- در ده‌ها آیه نشانه‌های خود را با هدف به تفکر واداشتن مردم بیان می‌نماید. تعابیری چون : (لعلهم یتفکرون، لعلکم تتفکرون، افلاتتفکرون، لقوم یتفکرون) و یا تعابیری چون: (افلاتعقلون، افلم تکونوا تعقلون، لعلکم تعقلون، ان کنتم تعقلون، لقوم یعقلون، افلایعقلون) که هر یک از آنها چندین بار تکرار شده است.‏

 

عناصر و محورهای تفکر و تعقل

از دیدگاه قرآن کریم، سه منبع اصلی برای تفکر وجوددارد: ۱- طبیعت(تفکر و تعقل در طبیعیات عالم )،۲- تاریخ و ۳- ضمیر انسان. انسان‌ها به صورت فطری خود قادر به تفکر هستند. با این تفاسیر منطقی‌ها تفکر انسان را دارای دو عنصر اساسی می‌دانند:۱- مواد تفکر(دانسته هایی که انسان از قبل آموخته و می‌خواهد توسط آنها به مطالب جدیدی دست یابد) ۲- شکل تفکر( چینش و نظمی که متفکر به دانسته‌های قبلی خود می‌دهد تا به طور صحیح به نتیجه برسد)

 

اصول تفکر و تعقل ‏

قرآن کریم آشکارا بر استقلال قوه عقل تاکید و آن را در حکم غربال و وسیله هدایت معرفی می‌فرماید و آن‌گاه این «هدایت عقلی » را «هدایت الهی» می‌داند. اما برای تفکر و تعقل صحیح اصولی مطرح است که عمده‌ی آن به شرح زیر است:‏ 

‏۱- اقامه دلیل و برهان روشن: از فحوای آیه شریفه ۱۲۶سوره مبارکه «نحل » چنین مستفاد می‌شود که پذیرفتن هرادعایی‌، منوط است به اقامه دلایل روشن.‏

‏۲- پشتوانه علمی: مایه تفکر، علم است و امر به هر چیزی ،امر به مقدمه آن است و چون تفکر بدون علم میسّر نیست‌، لذاامر به تفکر، خود امر به سرمایه آن (کسب علم ) نیز هست .‏

‏۳- ژرف نگری: تفکر اگر سطحی و پراکنده باشد، فایده واثری بر آن مترتب نیست‌، ولی اگر مبتنی بر مطالعات وآزمایش‌ها و حسابگری‌های دقیق باشد، بسیار مفید خواهد بود.‏

‏۴- دوری از تعصب : حقیقت جویی‌، منزّه از جزم اندیشی و تعصب کور و جاهلانه است

 

آفات تفکُّر و تعقُّل ‏

قرآن کریم‌، عقل را مبرّا از خطا و اشتباه ندانسته و آفات آن را مشخص نموده است:‏

‏۱- تکیه بر ظنّ و گمان به جای علم و یقین: یکی از عوامل عمده اشتباهات عقل‌، پیروی از ظنیات (به جای پیروی از یقینیات ) است. ‏

‏۲- پیروی از امیال و هواهای نفسانی : قرآن کریم‌، امیال وهواهای نفسانی را نیز یکی از عوامل لغزش عقل برمی شمارد.‏

‏۳- شتابزدگی : شتاب و تعجیل ،یکی از لغزش‌های اندیشه است.‏

‏۴- سنت گرایی: مشکلی که تمامی پیامبران الهی در امر دعوت با آن مواجه می‌شده اند، استناد جاهلان به عقاید آباء و اجدادشان بوده است .‏

‏۵- پیروی از اکثریت: تصمیم اکثریت نمی تواند ملاک درستی برای تصمیم گیری باشد.‏

‏۶- شخصیت گرایی : قرآن کریم‌، همه افراد بشر را به استقلال رای و فکر دعوت می‌کند و پیروی کورکورانه را موجب شقاوت می‌داند.‏

 

سخن پایانی

‏«عقل» یکی از مواهب الهی و استعداد مخصوصی است که خداوند متعال به انسان عنایت فرموده تا با بهره گیری از آن بتوانددر مسیر زندگانی خود، راه سعادت و رستگاری را از طریق آن طی نماید. پیامبر اعظم(ص ) می‌فرمایند: «خداوند متعال به بندگانش چیزی بهتر ازعقل نبخشیده است ». همچنین تفکر منطقی عبارت است از بررسی فعال، مداوم و دقیق هر عقیده یا هر شکل فرضی دانش، با توجه به دلایلی که آن عقیده را تائید می‌کنند و نتایج بیشتری که این عقیده به آنها گرایش دارد.‏

نویسنده: مهدی یاراحمدی خراسانی

نظرات[۰] | دسته: دسته‌بندی نشده | نويسنده: rshabanzadeh | ادامه مطلب...

 

سخنان حضرت فاطمه (س)

 از فاطمه (علیها السلام) سخنان فراوانی بر جای مانده، که پاره‌ای از آنان مستقیماً از او نقل شده است و به نیکی می‌توان گوشه‌ای از علو مقام و ژرفای علم و معرفت او را در این کلمات دریافت و پاره‌ای دیگر نیز بواسطه او، از وجود پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) روایت گشته است که به نوبه خود بیانگر ارتباط نزدیک او با رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) و عمق درک و فهم فاطمه (علیها السلام) می‌باشد. در این مجال، جهت رعایت اختصار تنها به دو مورد از کلماتی که مستقیماً از فاطمه (علیها السلام) نقل شده اشاره می‌نماییم:

۱-      قال مولاتنا فاطمة الزهرا (علیها السلام): “من اصعد الی الله خالص عبادته، اهبط الله عزوجل الیه افضل مصلحته

فاطمه زهرا (سلام الله علیها) فرمود: “هر کس عبادت خالص خود را به سوی پروردگار بالا بفرستد، خداوند برترین مصلحت خود را به سوی او می‌فرستد.”

۲-   قال مولاتنا فاطمة الزهرا (علیها السلام) فی قسم من خطبة الفدکیة: “فجعل الله الایمان تطهیراً لکم من الشرک، و الصلوه تنزیها لکم عن الکبر، و الزکاه تزکیه للنفس و نماًء فی الرزق، و الصیام تثبیتاً للإ خلاص، و الحج تشییداً للدین، و العدل تنسیقاً للقلوب، و طاعتنا نظاماً للملة، و اما متنا اماناً من الفرقه، و الجهاد عزا للإسلام، و الصبر معونة علی استیجاب الأجر، و الأمر بالمعروف مصلحة للعامه، و بر الوالدین وقایه من السخط، وصلة الأرحام منماة للعدد، و القصاص حصناً للدماء، و الوفاء بالندر تعریضاً للمغفره، و توفیة المکائیل و الموازین تغییراً للبخس، و النهی عن شرب الخمر تنزیهاً عن الرجس، و اجتناب القذف حجاباً عن اللعنة، و ترک السرقة ایجاباً للعفة، و حرم الله الشرک اخلاصاً له بالربوبیه، فاتقوا الله حق تقاته و لا تموتن الا و انتم مسلمون و اطیعو الله فیما امرکم به و نهاکم عنه فانه” انما یخشی الله من عباده العلماء.

فاطمه زهرا (علیها السلام) در قسمتی از خطبه فدکیه می‌فرمایند: “پس خداوند ایمان را موجب پاکی شما از شرک، نماز را موجب تنزیه و پاکی شما از (آلودگی) تکبر، زکات را باعث تزکیه و طهارت روح و روان و رشد و فزونی در روزی، روزه را موجب پایداری اخلاص، حج را باعث استواری دین، دادگری و عدل را موجب انسجام و تقویت دلها، اطاعت و پیروی از ما را باعث نظم و آسایش ملت، رهبری و پیشوایی ما را موجب امان از جدایی و تفرقه، جهاد را موجب عزت و شکوه اسلام، صبر و پایداری را کمکی بر استحقاق و شایستگی پاداش، امر به معروف را به مصلحت عامه مردم، نیکی به پدر و مادر را سپری از خشم پروردگار، پیوند و پیوستگی با ارحام و خویشاوندان را موجب کثرت جمعیت، قصاص را موجب جلوگیری از خونریزیها، وفا به نذر را موجب قرار گرفتن در معرض آمرزش، پرهیز از کم فروشی را موجب عدم زیان و ورشکستگی، نهی از آشامیدن شراب را به خاطر پاک بودن از پلیدی، دوری جستن از قذف (تهمت ناروای جنسی) را انگیزه‌ای برای جلوگیری از لعن و نفرین، پرهیز از دزدی را موجب حفظ عفت و پاکدامنی قرار داد و خداوند شرک ورزیدن نسبت به خود را از آن جهت حرام فرمود که بندگان در بندگی خود نسبت به ربوبیت او اخلاص پیشه کنند، پس “از خداوند بدان گونه که شایسته است پرهیز داشته باشید و تقوا پیشه کنید و جز درحال مسلمانی از دنیا نروید.” و خدا را در آنچه که شما را بدان امر می‌کند و آنچه که نهی می‌کند فرمان برداری کنید. زیرا “تنها بندگان دانا از خداوند خوف و ترس دارند.”

نظرات[۰] | دسته: دسته‌بندی نشده | نويسنده: rshabanzadeh | ادامه مطلب...

 

یک شبی پروانگان جمع امدند                                   در مضیفی طالب شمع امدند

جمله می گفتند می باید یکی                                    کوخبر ارد زمحبوب اندکی

شدیکی پروانه تا قصری زدور                                   در فضای قصر جست ازشمع نور

باز گشت ودفترخودبازکرد                                          وصف اوبر قدرفهم خود اغاز کرد

ناقدی کاوداشت درمجلس مهی                                گفت اورانیست از شمع اگهی

شد یکی دیگرگذشت از نوردر                                     خویش رابر شمع زد از دوردر

پر زنان درپرتوی مطلوب شد                                      شمع غالب گشت اومغلوب شد

باز گشت اونیزمشتی راز گفت                                   ازوصال شمع شرحی باز گفت

ناقدش گفت این نشان نیست ای عزیز                     همچوان یک کی نشان داری تونیز

دیگری برخواست می شد مست مست                      پای کوبان برسراتش نشست

دست در کش کردبا اتش به هم                                خویش گم کرد با اوخوش به هم

چون گرفت اتش زیرتا پای او                                       سرخ شدچون اتش اعضای او

ناقدایشان چو دیداو را زدور                                        شمع باخود کرده هم رنگش زنور

گفت این پروانه در کار است بس                               کس چه داند این خبر دارست بس

انکه شد هم بی خبر هم بی اثر                                   از میان جمله او دارد خبر

تا نگردی بی خبر از جسم جان                                     کی خبر یابی زجانان یک زمان

عطارنیشاپوری

 

 

نظرات[۰] | دسته: اشعار | نويسنده: rshabanzadeh | ادامه مطلب...

 

معراج را با محمد (ص) معنا می کنند آن عاشق اول که اول بار به معراج رفت از جانب حق تعالی به آن بزرگوار خطاب شد که تو عیسای زمانی ، تو موسای دورانی ،‌ تو سلیمان اولیایی ،‌تو حبیب منی تو داعی ومحبوب منی .
معراج یعنی جداشدن از زمین و زمینیان ، چگونه می توان از زمین جدا شد . آری فقط با نیروی عظیم تر و پرقدرت تر از نیروی جاذبه زمین می توان از آن جدا شد. آن نیرو کدام است ؟ حبیب خدا چه نیرویی در وجود خود داشت که توانست بر نیروی جاذبه هوی و هوس های دنیا بر نیروی جاذبه های کذایی غلبه کند و از آن اوج بگیرد چنان اوجی که هیچ بشری تا کنون نتوانسته به آن مقام و منزلت برسد . آری آن نیروی پر قدرت عشق است . عشق الهی ،‌عشقی که در ذره ذره وجود آن حضرت موج می زد و سرشار بود تا به جایی رسید که فاصله ای بین او و حق نماند . ثُمّ دَنا فتدلّی فکانَ‌ قاب قوسین اوْ اَدْنی . آری او عاشق حق بود عاشقان حق به معراج می رسند .
خداوند متعال می فرماید : یا محمد (ص) ترا از همه انبیا برگزیدیم . اگر ابراهیم را خلت دادیم ،‌ترا محبت دادیم . اگر او را خلیل خود خواندیم ترا حبیب خود خواندیم اگر با موسی سخن گفتیم واسطه ای در میان بود . با تو بی واسطه سخن گفتیم اگر عیسی را در شکم مادر تورات و انجیل آموختیم ترا سبعًا من المثانی و قرآن عظیم کرامت نمودیم . ولقد آتیناک سبعًا من المثانی و القرآن العظیم .
ای حبیب من هر کس ترا یافت ما را یافت . آری کمال این موفقیت از آن عاشقان الهی است .
درود بر عاشقان دل سوخته ،‌برآن پروانه های زیبا که بال و پر بیاراستند و به سوی معشوق خود پرواز کردند و جان خود را فدای آن محبوب ازلی نمودند.

نظرات[۰] | دسته: دسته‌بندی نشده | نويسنده: rshabanzadeh | ادامه مطلب...

 

از زمین تا آسمان ، آدمی سالهاست که در آرزوی این است که چگونه به آسمانها راه یابد ، از زمین جدا شده و در فضای لایتناهی پرواز کند . آری ، روح آدمی آزاد است و نباید اسیر و پایبند این دنیا شود . دنیا چون زنجیر به دور دست و پای انسانها می پیچد و او را از سیر در ملکوت باز می دارد. به راستی چگونه می توان از چنگال این دشمن قوی پنجه رها شد ؟ لحظه ای با خود بیندیشیم که کجا هستیم و چه می کنیم ؟

نظرات[۰] | دسته: دسته‌بندی نشده | نويسنده: rshabanzadeh | ادامه مطلب...

 

No Image
No Image No Image No Image
 
 
 

پیوندها

No Image No Image